بازگشت ِ لانتوری !!!

یعنی اگر مدیر ِ بیان بیاد و بگه بیماری اینقدر وبلاگتو حذف میکنی بهش حق میدم

بازگشت ِ لانتوری !!!

یعنی اگر مدیر ِ بیان بیاد و بگه بیماری اینقدر وبلاگتو حذف میکنی بهش حق میدم

نوشته های اینجا کپی نیست
برگرفته از ذهن به خاک گرفته ی بلاگر است
.
.
دنبال کردن وبلاگ دیگران باید مطابق میل و بر حسب علاقه باشه
نه اینکه بگم دنبالت کردم پس وبلاگم را دنبال کن
شاید من مطالب وبلاگ شما را دوست داشته باشم
اما شما از وب من خوشت نیاد

پس لطفا دنبال کردن وبلاگ را شرطی نکنید
ممنون

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

نابینایی با چشم ِ بصیرت

دوشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۷، ۰۳:۲۶ ب.ظ

نابینا بود

کشان کشان می آمد

با عصایی که وقت ِ تعویضش هم گذشته بود

با عینکی که ....


آقا کسی نیست؟؟!!

من : بفرما در خدمتم


* : آب خوردن دارید.. هلاک شدم از گرما

راست میگفت این وقت ظهر آتش از آسمان میبارید

یک لیوان آب خنک براش ریختم


من : دومی؟؟؟

* : اره بازم میخام


دومی را که خورد گفت

* :خدا خیرت بده

       این بانک کناریت که هست...


من : خب ؟؟

* : دربش بسته است اما یه نفر توی بانک نشسته و هر چی گفتم اب میخام درو برام باز نکرد


من : Oـــo

راست میگفت ... کسی در بانک بود

اما یه نابینا چطوری دیده؟؟؟

اونم با وجود شیشه های دودی :|


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۱

نظرات  (۲)

۱۱ تیر ۹۷ ، ۱۵:۵۱ بهارنارنج :)
:|
لعنتی
پاسخ:
من خندیدم بهش اما چیزی نگفتم :|
۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۰:۳۳ علیرضا آهنی
:||
پاسخ:
به نابینا ها هم نمیشه اعتماد کرد :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">